یکی بهم گفت میخای بری بهشت؟

گفتم نه،
اونجا فقط جای مادراس!!!

گفت:
مگه نمیخای کنار مادرت باشی؟
گفتم:
نه دیگه،،،،،،،

این دنیاشو ازش گرفتم جوونی و روزای خوبشو واسم گذاشت!!!
پیر شد تا من جوون شم
زشت شد تا من خوشگل شم
غصه خورد تا من بخندم
کهنه پوشید تامن نو باشم
گرسنه خوابید تا من حسرته چیزی رونخورم

دیگه نمیخام تو بهشت هم شب و روز حواسش بمن باشه...
بذار حداقل اونجا برا خودش راحت زندگی کنه!

کاش فقط "یک روز" مادرم برای خودش زندگی میکرد. 


امتیاز بدهید :

| امتیاز : 0
موضوع : | بازدید : 488
برچسب ها : بهار2,

تاريخ : دوشنبه 22 تير 1394 | 14:52 | نویسنده : moallem |
اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها