دریک موزه مجسمه ای بسیار بزرگ زیبا وشفاف قرار داشت دور تا دور مجسمه ازسنگ فرش شده بود ومجسمه به موزه زیبایی وجلوه ی خاصی داده بود ومردم گروه گروه برای تماشای مجسمه می آمدند وبه مجسمه ومجسمه ساز احسنت وآفرین می گفتند.روزی سنگهای اطراف مجسمه دادشکایت برآوردند:که ما همه از یک کوه هستیم  ومردمی که برای تماشا می آیند پاهایشان را بر ما می گذارند وما وزن آنهارا تحمل می کنیم  وآنها قربون صدقه تو می روندوبه تو آفرین می گویند.
مجسمه گفت ازهمان لحظه ای که تیشه های سنگ تراش بر بدن من فرود می آمد فهمیدم اومرا می تراشد که به من جان وآبرو واعتبار دهد.بنابر این ضربه های سخت وبرنده وزخم کننده اورا تحمل کردم اما وقتی اولین ضربه های سنگتراش بر بدن شما خورد صدای ناله واعتراض شما بلند شد وسختی ضربه های تیشه اورا تحمل نکردید.

نکته!

ازاین که فرزندانمان با موانع وسختی ها روبرو شوند ترسی به خود راه ندهیم.تنها راه پرورش شکیبایی وخویشتن داری مبتلا شدن کودک به بلاها وموانع در مسیر زندگی است.موانع چالشها وسختی های زندگی  موجب شفافیت ودرخشندگی وقیمتی شدن فرزندان در بزرگی  خواهندشد.مردان وزنان مدیر ومدبر ومشکل گشاوفعال وآدم های با ارزش امروز تیشه های روزگار گذشته را برتن خود خریده اند.مراقبت های افراطی وحساسیتهای بی اندازه نسبت به فرزندان باعث می شود که آنان افرادی محافظه کار قالبی شیشه ای گلخانه ای درمانده زمین گیر بی عرضه ماشینی ناتوان ووابسته نا امن ومظطرب بار بیایند.آنهارا در محرومیتهای مصلحتی قرار دهید.از آنها فاصله بگیریدآنهارا اینقدر به خود نچسبانیدوهمه کاری را برایشان انجام ندهیدفاصله بگیرید وتوان وقدرت اورا درمقابل سختیها وچالشهای زندگی بسنجید وتوان اورادر حل مسائل زندگی ببینید.

((بهترین والدین دنیا می دانندکه نیازوزحمت بزرگترین آموزگار بچه هاست نه رفاه وآسایش .))



امتیاز بدهید :

| امتیاز : NAN
موضوع : | بازدید : 312
برچسب ها :

تاريخ : شنبه 6 ارديبهشت 1393 | 17:37 | نویسنده : moallem |