.ممنونم از تو به خاطر اینکه گفتی "لقدخلقنا الانسان فی کبد" .یعنی به تحقیق که انسان را درسختی وآزمایش خلق کردیم.میدانم که میدانی این ممنون بودنم به خاطر چیست.چون هر چه عاشق درراه رسیدن به معشوق خویش سختی ببیند وصالش شیرین ترخواهدبود.من فقط وصال تو آرزوی من است ودر این آرزو اگر سر هم بدهم دریغی نیست.تو حتی بهترین بندگان خویش را درسختی خلق کردی.کسانی چون محمد امین بهترین مخلوق دو عالم را درحالی به دنیا چشمانش راباز کردی که از نعمت داشتن پدر محروم بود .حتی به این کفایت نکردی وعزیزترین ترینش را در6سالگی از وی گرفتی تا به همه ثابت کنی که تو حتی بهترین خلق جهان رانیز درسختی می بری تا نعمت بهشت گوارایش باشد.آیا این جز دوست داشتن بندگان چیز دیگری می تواند باشد.توراسپاس میگویم که سختی راازاول خلقتم برایم در نظر نگرفتی صبر جمیلی داشتی تا به سنی برسم که خوب وبدرابشناسم ومرا تازه هنوز با آسان ترین سختی ها آزمایشم میکنی .با خودم آیا فکر کرده ام که اگر نعمت پدر یامادررا همان اوان کودکی از من می گرفتی من چه میکردم .چه برسرم می آمد وعاقبتم چه میشد.خدایا از توممنونم که سلامتی مرا با نشانه هایی از عدم سلامتی در دیگران به من به عنوان یک نعمت بزرگ گوشزد نمودی.ممنونم ازتو که زندگی بله زندگی در سایه آرامش وبه دور از هیاهوی نفرین شده بعضی مکانها به من عطا فرمودی البته یادم باشد که راه تو راه ابتلا وآزمایش است ودراین راه باید شیطان های جنی وانسی راشناخت وراه رااز بیراه وسره را از ناسره تشخیص داد.ممنونم از تو که نعمت تشخیص این دو را به من عطا فرمودی.بعضی اوقات میگن فلان بچه از طبقه چندم فلان ساختمان افتاد ومعجزه آسا نجات یافت .چه میشد اگر همه امور زندگی را معجزه میدانستیم.خوردن ما حرف زدن ما و........اگر انسان بخواهد یک موجودی مثل خودش خلق کند چقدر باید وقت گذاشته ودر نهایت نیز موجودی بسازد که از هیئت انسانی نصیبی نداشته باشد .ولی بگردم قدرت تو را که در نه ماه در شکم یک موجود از جنس خود انسان ،انسان را کامل کرده وبه او حیات می بخشی.حال اینکه بعضی نا قص وبعضی سالم هستند باید بگویم که هیچ معلولی بی علت نیست .ازدواج فامیلی ،استرسهای مادرانه،خوردن غذاهای مختلف ،محیط زندگی ،عدم رعایت اصول زندگی درست واسلامی وبسیاری موارد دیگر که خارج از ذهن این حقیر است می تواند آن چیزی را رقم بزند که تو خواهانش نبودی ولی انسان برای خود می خواست زیرا میگویی "ما تغییر نمی دهیم سرنوشت هیچ ملتی را تا خودشان نخواهند".خدایا بازهم تو رابی نهایت سپاس که قدرت زبان وفکر را به من عطا فرمودی تا بتوانم با دیگران حرف زده تنهایی خودرا که یک امتحان برای نزدیک شدنم به توست ،سر کنم وبه درد دلهای دیگران گوش داده وبا آنها درد دل کنم.چه نعمتی بالاتر از اینکه قدرت نوشتن را به من عطا فرمودی تا با دیگران ارتباط برقرار کرده وبا آنها واحساساتشان زندگی کنم .خدایا واقعا توراسپاس که بهترین همراه وبهترین همراز منی وچیزی که بین من وتو اتفاق می افتد هیچ کس آگاه نیست تا زمانی که خودم قفل دهنم را بشکنم.وباز هم تو راسپاس که این قدر به من نزدیکی که با لفظ دوستانه "تو"با تو به درد دل می پردازم وهرگز از این درد دل خسته نمی شوی واگر گریه کنم عرش تو به لرزه درآمده وباز هم مرا عاشق تر میشوی .پس من چقدر درنزد تو ارزش دارم که همیشه مشتاق منی وهر لحظه از هر جا خسته شوم مرا باآغوش باز می پذیری حتی اگر بنده عاصی وگهنکار تو باشم .خدایا مرا یک لحظه به حال خودم رها مکن که بی تو من هیچم.



امتیاز بدهید :

| امتیاز : NAN
موضوع : | بازدید : 320
برچسب ها :

تاريخ : شنبه 8 آذر 1393 | 6:23 | نویسنده : moallem |