aa شاعرانه-عارفانه

برای مشاهده بقیه نوشته ها به ادامه مطلب مراجعه فرمایید:



ادامه مطلب

امتیاز بدهید :

| امتیاز : 0
موضوع : | بازدید : 1188
برچسب ها :

تاريخ : دوشنبه 23 آذر 1394 | 11:15 | نویسنده : moallem |

در کتاب مطالعات هشتم در قسمت پرخاشگری ونزاع یه ماجرایی عنوان شده واز دانش آموزان خواسته شده که بقیه اون رو خودشون با توجه به تخیلات خودشون ادامه بدن ومن هم ازدانش آموزان خواستم که این کاروانجام بدن ویه مجموعه خیلی زیبا بادست خط خودشون تهیه کردم که در این وب اومده .امیدوارم مورد پسند خوانندگان گرامی قرار بگیره.ماجرا ازاین قراربود:

عصر بود. حامد جلوی تلویزیون دراز کشیده و فیلمی
را تماشا میکرد. صدای بچه ها را در کوچه می شنید که بازی
میکردند، ولی حوصلۀ بیرون رفتن نداشت. صدای زنگ
خانه به صدا درآمد. حامد در را باز کرد. بهرام بود که به او لبخند
زد و گفت: توپ ما در حیاط شما افتاده است. لطفاً آن را
بیاور. حامد رفت و توپ را آورد. بچه ها در کوچه فوتبال بازی
میکردند. حامد گفت: اگر یک بار دیگر توپتان به خانۀ ما بیفتد،
آن را به شما نمی دهم.
اما پنج دقیقه بعد، دوباره صدای زنگ خانه به صدا
درآمد. حامد عصبانی شده بود. در را باز کرد و گفت: مگر نگفتم
دیگر توپ را به شما نمی دهم. بهرام هم جواب داد: حاال مگر
چه شده؟ چرا اینقدر عصبانی هستی؟ حامد رفت و توپ را
از باغچه برداشت و به آشپزخانه برد و با چاقو ضربه ای به آن
زد و توپ پاره شده را آورد و به بهرام داد و گفت: بفرما.
بهرام نگاهی به توپ انداخت و رو به حامد فریاد زد: این چه
کاری بود که کردی؟ باید خسارتش را بدهی. پدرت کجاست؟
بگو بیاد دم در؛ و می خواست داخل خانه شود که حامد او را به
سمت بیرون، هل داد. ناگهان بهرام روی زمین افتاد و...

برای مشاهده بقیه نوشته ها به ادامه مطلب مراجعه فرمایید:



ادامه مطلب

امتیاز بدهید :

| امتیاز : 0
موضوع : | بازدید : 1688
برچسب ها :

تاريخ : سه شنبه 29 دی 1394 | 22:18 | نویسنده : moallem |



ادامه مطلب

امتیاز بدهید :

| امتیاز : 0
موضوع : شاعرانه ها, | بازدید : 199
برچسب ها :

تاريخ : شنبه 29 آبان 1395 | 20:16 | نویسنده : moallem |



امتیاز بدهید :

| امتیاز : 0
موضوع : | بازدید : 161
برچسب ها :

تاريخ : جمعه 30 مهر 1395 | 1:23 | نویسنده : moallem |



امتیاز بدهید :

| امتیاز : 0
موضوع : | بازدید : 689
برچسب ها :

تاريخ : دوشنبه 27 ارديبهشت 1395 | 0:43 | نویسنده : moallem |

 

برای دیدن بقیه تصاویربه ادامه مطلب مراجعه فرمایید:



ادامه مطلب

امتیاز بدهید :

| امتیاز : 0
موضوع : | بازدید : 810
برچسب ها :

تاريخ : سه شنبه 31 فروردين 1395 | 21:45 | نویسنده : moallem |

خوشبختي از آن كسي است 
كه در فضاي شکرگزاری زندگي كند 
چه دنيا به كامش باشد و چه نباشد 
چه آن زمان كه مي دود و نميرسد 
و چه آن زمان كه گامي برنداشته،خود را در مقصد مي بيند 
چرا كه خوشبختي 
چيزي جز آرامش نيست 
و هر كس كه اين موهبت الهي را دارد 
خوشبخت است

به قلم:لیلا



امتیاز بدهید :

| امتیاز : 0
موضوع : شاعرانه ها, | بازدید : 827
برچسب ها : لیلا,

تاريخ : يکشنبه 9 اسفند 1394 | 22:46 | نویسنده : moallem |

خدایا!

ما درد مشترک داریم

من هم مثل خودت، تنهای تنهام

خدایا!

این همه لایک تو کیسه من ریختی

شرمنده ام که آن ها را خرج همه کرده ام

الا تو

خدایا!

ممنونم که اسمت دواست و ذکرت شفا

استامینوفن کیلویی چند؟!

خدایا!

همشه حق با توست

نه با مشتری

به قلم:لیلا



امتیاز بدهید :

| امتیاز : 0
موضوع : | بازدید : 724
برچسب ها :

تاريخ : شنبه 1 اسفند 1394 | 22:52 | نویسنده : moallem |

پسر 16ساله ای از مادرش پرسید:مامان برای تولد 18 سالگیم چی کادو میگیری؟ مادر:پسرم هنوز خیلی مونده،،، پسر 17ساله شد،،، یک روز حالش بد شد مادر اورا به بیمارستان برد دکتر گفت پسرت بیماری قلبی داره پسر از مادرش پرسید:مادر من میمیرم؟ مادر فقط گریه کرد،،، پسرتحت درمان بود ،،، همه فامیل برای تولد 18 سالگی اش تدارک دیدند وقتی پسر به خانه آمد متوجه نامه ای که روی تختش بود شد،،،،،،، پسرم، اگر این نامه را میخوانی یعنی همه چیز عالی انجام شده یادته یه روز پرسیدی برای تولدت چی کادو میخوای؟و من نمیدونستم چه جوابی بدم من قلبم رو به تو دادم ازش مراقبت کن و تولدت مبارک،،،، هیچ چیز توی دنیا بزرگتر از قلب مادرو عشقش نیست 

به قلم:لیلا



امتیاز بدهید :

| امتیاز : 0
موضوع : | بازدید : 770
برچسب ها : دل نوشته ها,

تاريخ : يکشنبه 4 بهمن 1394 | 22:04 | نویسنده : moallem |

کارهایی از محمد وبیژن:



ادامه مطلب

امتیاز بدهید :

| امتیاز : 0
موضوع : شاعرانه ها, | بازدید : 928
برچسب ها :

تاريخ : دوشنبه 28 دی 1394 | 20:52 | نویسنده : moallem |