دوستت دارم..چرایش پای تو، 

ممکنش کردم،محالش پای تو 

میگریزی از من و احساس من 

دل شکستن هم ،گناهش پای تو 

آمدی آتش زدی بر جان من 

درد بی درمان گرفتن هم،دوایش پای تو 

من اسیرم در میان آن دو چشم 

قفل زندان را شکستن هم،سزایش پای تو 

سوختم،آتش گرفتم زین سبب 

آب بر آتش نهادن هم جزایش پای تو 

پای رفتن هم ندارم من،از کوی دلت 

پا نهادن بر دل مست و خرابم پای تو... 

به قلم:Arezoo



امتیاز بدهید :

| امتیاز : 0
موضوع : | بازدید : 506
برچسب ها :

تاريخ : شنبه 18 مهر 1394 | 21:56 | نویسنده : moallem |
اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها